در چند سال اخیر، فناوریهای دیجیتال وارد حوزه دندانپزشکی شده و اسکنر داخل دهانی (Intraoral Scanner) در ثبت روابط فکی جایگزین روشهای سنتی (مانند قالبگیری سیلیکونی) گردیدهاند.
در روش اسکن داخل دهانی، ابتدا بیمار در موقعیت مورد نظر (معمولاً اکلوژن مرکزی) قرار میگیرد و دستگاه اسکنر بهطور همزمان سطح باکال (لبی) قوسهای بالایی و پایینی را اسکن میکند. سپس نرمافزار مربوط با همترازی دیجیتال این دادهها، موقعیت دقیق فک بالا و پایین را بازسازی میکند.
این فرآیند، بسیاری از مراحل فیزیکی سنتی مثل قالبگیری با مواد سیلیکونی و تهیه مدل گچی را حذف میکند و امکان ثبت الکترونیکی اکلوژن را فراهم میسازد. به طور کلی، رویکرد دیجیتال مزایایی چون غیرتهاجمی بودن و کاهش زمان درمان را به همراه دارد؛ از جمله حذف نیاز به قالبگیری، راحتی بیشتر بیمار و امکان ارزیابی مکرر وضعیت اکلوزال.
دقت و قابلیت اطمینان اسکنرهای داخل دهانی
مطالعات اخیر نشان دادهاند که دقت ثبت روابط فکی با اسکنر داخل دهانی در بیماران دارای قوس کامل دندانی، معمولاً در حد قابل قبولی قرار دارد. به عنوان مثال، یک مرور نظاممند نشان داد که رکورد اکلوزال مجازی (Virtual Interocclusal Record) در بیمارانی با دندان کامل، دقت بالاتری نسبت به روشهای سنتی دارد.
در واقع بررسیها حاکی از آن است که حاصل اسکن دیجیتال، از نظر همترازی فکها و نقاط تماس دندانی بهخوبی با مدل مرجع مطابقت دارد. دادههای تجربی نیز نشان میدهند در مناطق مولار و پریمولار اختلاف معنیداری بین تماسهای اکلوزال واقعی و مجازی دیده نمیشود.
به عنوان نمونه، در مطالعه Lee و همکاران (لینک مقاله ) تفاوت معناداری در مساحت تماسهای اکلوزال مولار و پریمولار بین مدل فیزیکی مرجع و مدل مجازی اسکن شده مشاهده نشد. این یافتهها نشان میدهد در قوسهای دنداندار و بخشهای خلفی فک، اسکنرهای داخل دهانی قادر به ثبت دقیق روابط اکلوزال هستند.
There was no significant difference between the Prescale results and the scanner results in both the molar and premolar groups (p = 0.083 and 0.053, respectively). On the other hand, there was a significant difference between the Prescale and the scanner results in the anterior group with the scanner results presenting overestimation of the occlusal contact points (p < 0.05). In Molars group, the regression analysis shows that the two variables express linear correlation and has a linear equation with a slope of 0.917. R2 is 0.930. Groups of Premolars and Anteriors had a week linear relationship and greater dispersion
مقایسه با روشهای سنتی ثبت بایت
مقایسه اسکنر دندانپزشکی با روشهای سنتی (مانند ثبت بایت با مواد خمیری پلیوینیل سیلوکسان) حاکی از مزایا و محدودیتهای خاص هر روش است.
از یک سو، روش دیجیتال باعث حذف خطاهای ناشی از جابهجایی مواد قالبگیری یا ضخامت کاغذهای ارزیابی تماس میشود و روند کار را تسهیل میکند. همچنین مطالعات متعددی گزارش کردهاند که دقت کلی ثبت دیجیتال حداقل قابلقبول و در بسیاری موارد قابل مقایسه با روش مرجع است.
با این وجود، باید آگاه بود که اسکنرها ممکن است در برخی نقاط تماس کاذب ایجاد کنند؛ به طوری که گاه بین دو مدل مجازی فک بالا و پایین پرفوراسیون (فاصله غیرواقعی) دیده میشود. به علاوه، نتایج مطالعات نشان داده در اسکن بلند و قوس کامل احتمال تجمع خطا (Stitching Error) وجود دارد که میتواند دقت را کاهش دهد.
به همین دلیل در پروتزهای بلند اغلب توصیه میشود رکورد اکلوزال در مدلهای بخشبهبخش (کوادرات) گرفته شود. در مجموع، هر دو رویکرد سنتی و دیجیتال نقاط قوت و ضعفی دارند و استفاده از اسکنر دیجیتال نیازمند دقت اپراتور و پیکربندی مناسب نرمافزاری است.
موارد پیچیده فکی
مالاکلوژنهای کلاس II و کلاس III
برای بیماران دارای مالاکلوژن، نحوه تاثیر اسکن دیجیتال بر دقت ثبت اکلوژن اهمیت دارد. در مطالعات محدودی که انجام شده است، مشخص شده که در مالاکلوژنهای کلاس II اسکنر معمولاً در نواحی خلفی عملکرد خوبی دارد، اما در بخش قدامی ممکن است خطاهایی دیده شود.
به طور مثال، Lee و همکاران ( لینک مقاله ) در یک مطالعه آزمایشگاهی نشان دادند که در مدلهای مالاکلوژن کلاس I و II، اندازه مساحت تماس اکلوزال در قسمت مولار و پریمولار بین نتایج مرجع و اسکن اختلاف معناداری نداشت؛ ولی در ناحیه قدامی اسکن مجازی تمایل به ثبت تماسهای بیشتر از واقعیت وجود داشت.
این امر میتواند به دلیل دسترسی دشوارتر و پیچیدگیهای دندانی ناحیه جلو باشد. برای مالاکلوژن کلاس III یا بیمارانی با انحراف فک مشخص، اطلاعات کمتری در دسترس است؛ با این حال انتظار میرود پیچیدگی بیشتر اکلوژن در چنین مواردی چالش اسکن را افزایش دهد. در مجموع توصیه میشود در موارد پیچیدهی فکی، استفاده از تکنیکهای ترکیبی (مثلاً همراهی اسکن دیجیتال با ثبت بایت سنتی) یا دستگاههای همترازی اضافی مورد توجه قرار گیرد.
بیماران بیدندان جزئی یا کامل
ثبت روابط فکی در بیماران دارای نواحی بیدندان، به ویژه در موارد بیدندانی کامل، چالشبرانگیزتر است. مطالعات نشان دادهاند با افزایش طول ناحیه بیدندان، دقت رکورد دیجیتال کاهش مییابد.
به طور مثال، Lee و همکاران ( لینک مقاله ) دریافتند زمانی که بیش از دو دندان متوالی در یک سوی قوس از دست رفته باشد، ثبت اکلوزال مجازی با اسکنر داخل دهانی به اندازهی روش مرجع دقیق نیست.
علاوه بر این، استراتژی اسکن اهمیت دارد: بررسیهای جدید نشان میدهد اسکن کوادرات (بخشبخش) در یک قوس پارسی، خطای کمتری نسبت به اسکن تمام قوس دارد. بهعبارت دیگر، در نواحی فاقد دندان انتهایی، استفاده از اسکنر همراه با دستگاه کمکی (auxiliary device) و محدود کردن اسکن به بخش خاصی از قوس، دقت ثبت اکلوژن را بهبود میبخشد.
در کل میتوان نتیجه گرفت که در بیماران بیدندان، نیاز به دقت مضاعف، تکنیکهای اسکن خاص و گاهی روشهای مکمل (مثلاً استفاده از رکوردهای سنتی یا ایمپرسشنهای فیزیکی) وجود دارد.
مزایا و محدودیتهای اسکنرهای داخل دهانی در ثبت اکلوژن
مزایا
این روش امکان ثبت سریع و غیرتهاجمی موقعیت فکها را بدون نیاز به قالبگیری فراهم میکند (که بهتبع زمان درمان را کاهش داده و راحتی بیمار را افزایش میدهد). همچنین با حذف فرآیند تهیه مدل فیزیکی، خطاهای ناشی از جابهجایی مواد قالبگیری و ضخامت کاغذهای اندازهگیری اکلوزال از بین میرود.
دقت
پژوهشها حاکی است که در قوسهای دنداندار دقت ثبت اکلوژن دیجیتال در حد بالایی است و در بسیاری از مطالعات تفاوت معنیداری با رکوردهای مرجع دیده نشده است. به بیان دیگر، عملکرد اسکنر در ثبت نواحی خلفی اکلوژن معمولاً قابلقبول است.
محدودیتها
در اسکنهای تمام قوس یا پروتزهای بلند، خطاهای انباشت تصویر (stitching) باعث کاهش دقت میشود. مطالعات نشان دادهاند اسکن کامل قوس نسبت به اسکن بخشبهبخش، تغییرات و اعوجاج بیشتری در نقاط تماس اکلوزال ایجاد میکند. بنابراین معمولاً در پروتزهای بزرگ توصیه میشود رکورد اکلوزال روی مدلهای کوادرات دیجیتال انجام شود.
خطاهای مجازی
اسکنرهای داخل دهانی گاهی در ثبت مجازی تماسهای کاذب ایجاد میکنند؛ بهطوری که بین دو آرشیو دیجیتال فک بالا و پایین، نقاط تماس غیرواقعی یا «پرفوراسیون» مشاهده میشود. این امر ممکن است نیاز به تصحیح دستی یا الگوریتمی مدل دیجیتال در مرحله طراحی داشته باشد.
وابستگی فرآیند
کیفیت نهایی رکورد اکلوزال دیجیتال به دقت اسکن هر دو قوس فکی و الگوریتم همبندی تصاویر بستگی دارد. برخی مطالعات تأکید کردهاند اسکن دقیق هر دو فک یکی از عوامل کلیدی در افزایش دقت نهایی رکورد مجازی است.
نتیجهگیری
با توجه به شواهد موجود، اسکنرهای داخل دهانی در شرایط استاندارد (بیماران دارای قوس کامل دندان) عملکرد رضایتبخشی در ثبت روابط فکی دارند و اغلب جایگزین مناسبی برای روشهای سنتی ثبت بایت محسوب میشوند. به ویژه در نواحی خلفی فک، دقت دیجیتال اکلوژن در حد مورد نیاز بالینی است.
با این حال، در بیماران با شرایط پیچیدهتر (مانند مالاکلوژن شدید یا نواحی بیدندان گسترده) دقت ممکن است کاهش یابد و بنابراین دقت به تکنیک اسکن و استفاده از روشهای تکمیلی اهمیت دارد. جمعبندی نشان میدهد فناوری اسکن داخل دهانی ظرفیت بالایی برای بهبود فرآیندهای پروتزی و تشخیصی دارد، اما برای کاربرد گستردهتر بهویژه در موارد پیچیده فکی نیاز به مطالعات بیشتر و پیشرفت الگوریتمهای پردازش تصویر احساس میشود.
در نهایت، با توجه به پیشرفتهای سریع در حوزه تجهیزات دیجیتال دندانپزشکی، از جمله اسکنرهای داخل دهانی، تهیه ابزار مناسب میتواند تأثیر بسزایی در کیفیت تشخیص، دقت درمان و رضایت بیمار داشته باشد. انتخاب تجهیزات دقیق و متناسب با نیازهای هر مرکز درمانی، نیازمند بررسی تخصصی است. در این زمینه، کلینیسینها و مدیران مراکز درمانی میتوانند از مشاوره رایگان تخصصی دنتانا بهرهمند شوند تا با آگاهی کامل، مناسبترین گزینههای دیجیتال را برای خرید انتخاب کنند. دنتانا با تجربه در معرفی، فروش و پشتیبانی تجهیزات مدرن، راهنمای مطمئنی در مسیر دیجیتالی شدن کلینیکهاست.


